خود گذشتگی - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:12
دو تا رفیق عاشق یک دختر میشنu2029دختره میگه من ۲ جام مشروب برای شما میارمu2029تو یکیش زهر ریختم …u2029هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه …u2029رفیق اولی میخوره میگه : به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه ue20cu2029رفیق دومی میخوره میگ ه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه u...
♥قــــــــــــــــــــــــــــلب یـخِـی♥ - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:07
گاهی اوقات دلم واسه دلم می سوزه برای تمام نامردی هایی ک در حقش میشه و هیزم شکن های متظاهری ک به آتیشش میکشن واسه ی همه ی این بی پناهیاشدلم می سوزه ای کاش یه آنتی ویروس هم واسه این بی زبون می ساختن ک با اولین ویروس محبت یا عشق سریع هنگ نکنه سخته همه ی این حرفا سخته اونقدر بهش گرما نرسید که سرما زده ش...
دختر - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:07
من از نسل لیلی ام… من از جنس شیرینم… در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم رشد خواهد کرد… من دخترم… با تمام حساسیت های دخترانه ام… با تلنگری بارانی میشوم… با جمله ای رام میشوم… با کلمه ای عاشق میشوم… با فریادی میشکنم… با پشت کردنی ویران میشوم… ب راحتی وابسته میشوم… با پیروزی به اوج میرسم… ...
مراقبش باش!!!!!!!!!!! - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:08
سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . . سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . . سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . . سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . . سلامتی عشق پاکشون. . . سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارون قرار گذاشتن ها خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. ...
دل شکسته - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:09
یک نفر دلش شکسته بود توی ایستگاه استحابت دعا منتظر نشسته بود منتظر ولی, دعای او دیر کرده بود او خبر نداشت که دعای کوچکش توی چارراه آسمانپشت یک چراغ قرمز شلوغگیر کرده بود * او نشست و باز هم نشست روزها یکی یکی از کنار او گذشت روی هیچ چیز و هیچ جا از دعای او اثر نبود هیچکس از مسیر رفت وآمد دعای او با خ...
آدمهایی که ما را ترک میکنند - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:10
آدمهایی که ما را ترک میکنند سه دسته اند… یک گروه آنهایی که بر میگردند،گرچه نه آنها دیگر همان آدمهای سابق هستند و نه ما گروه دوم کسانی هستند که هرگز بر نمیگردند، چه آنهایی که نمیخواهند ، چه آنهایی که نمیتوانند گروه آخر آنهایی هستند که باید دعا کنیم آنچنان پلهای پشت سرشان را خراب کنند که اگر هم بخواند...
طلاق - تاریخ: 1393/1/30 ساعت: 17:09
اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است, دستشو گرفتم و گفتم: … باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم, انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و...
برلبه ی تخت - تاریخ: 1392/12/11 ساعت: 17:29
بر لبه تخت نشسته ام .اتاق تقریبا تاریک است و نور زرد کم رنگی که از سمت خیابان می تابد. ازلابه لای پرده عبور کرده و بر روی قسمتی از صورت زیبایش جا خوش کرده است . پنجره اتاق نیمه باز است و گاهی نسیمی از لای پنجره در اتاق میوزد و با هر نسیم پرده های اتاق نیز به پرواز در می آیند و او نیز از خنکی نسیم ،پ...
عمق احساس - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 15:45
من و این هوای بارانی یک فنجان قهوه تلخ تنهایی بی حد و مرز یک قلم و کاغذهای خط خطی یاد تو… یاد تو… و یاد تو که شاهکارِ افکارِ عاشقانه من است…. ببین! این روزها نه باران رنگین کمان میسازد و نه نوشتن از تو افکارم را سبک میکند… و باز من میمانم و قهوه های ته کشیده… و کاغذ های خط خطی و انجماد افکارم و عصر ...
خدایا به حرفهایم گوش کن - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 15:43
خدایا به حرفهایم گوش بده … همین امشبو فقط … دلیل این همه درد چیست ..؟ احساس میکنم روحم آتیش میگیره… هر لحظه به خاطر این بغض… منتظر خفه شدنم … خدایا دلیل اینها چیست …؟ خـــــدایـــــــــــــــا ؛ میدونم ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نــاشـــکری می دهنــد … امـــا تـــو … بـه حســـاب تنهـــایی و درد دل ...
مادربزرگ - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 15:41
مادر بزرگ اخر شب که می شد اسپند دود می کرد ۳۳ عدد گلپر را در اتش اسپند می انداخت هر کدام که صدای ترکیدنش بلندتر بود نمادی از کور شدن چشم یک حسود بود وحالا… نگاهت سنگین شده نمی دانم به گمانم مردتر شده ای اسپند دود کرده ام به چشمانت خیره می شوم وزیر لب می خوانم: اسپند دونه دونه اسپند سی و… به اینجایش ...
نمیتوانم فراموشت کنم - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 15:35
تو که میخواستی امروز بروی پس چرا دیروز با من عهد بستی تو که میخواستی امروز مرا تنها بگذاری پس چرا دیروز مرا عاشق خودت کردی به یادت هست حرفهای روز اول آشنایی را به یادت هست قول و قرارهای آن روز بارانی را به یادت هست فریاد دوستت دارم را به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در آغوش کشیدن من را میگفتی ...
به سلامتی من - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 15:31
بــه ســلامـتــی مــــن… منـی کــه الان دلـــم واســه یـــه بــی مـعـرفــت تـنـگـــه… مـنــی کــه بـغـضـمــو جـلــو هــمــه قـــورت مـیـدم,کــه یــه وقــت گـریــه نـکـنــم… مـنـی کـــه هــر آهـنـگــی گــوش مـیـدم,فـقــط یــــاد یــه نـفـر مـی افـتـم… مــنـی کـــه تــا مـیـام حـــرف بــزنــم و کـــار...
حرف دلم... - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:16
این حرف دل منه بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتــــــ xadـی آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد هـیـــــچ نـگـویـد . هـیـــــچ نـپـرسـد . فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد بـعـد هـمـانـجـا بـمـ...
دلم میخواهد خداحافظی کنم!!! - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:14
گاهی وقت ها دلم می خواهد خداحافظی کنم با همه و بروم بروم جایی که هیچکس را نشناسم جایی که هیچکس آشنا نباشد جایی که اصلا هیچکس نباشد که بخواهد آشنا باشد یا نه.. دلم می خواهد دل بکنم از همه.. مثل او که تمام زندگی ام را دادم که بماند و نماند.. دلم میخواهد بروم تنها بی خاطره.. جایی که من باشم و قلم و چند...
تمام دنیای من کسی بود … - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:12
تمام دنیای من کسی بود … که اصلا جایی توی دنیایش نداشتم … هر روز صبح بازنگ ساعتی که تو برای بیدار شدنم خریدی… و قاب عکسی که از تو یادگار مانده در کنار تختم… از خواب بیدار میشوم…. افسوس که تو نیستی که حال این من بی تو رو ببینی…! بعد یه مدت تنهایی خاطره ها میشن رفیق تنهایی هات گاهی اشکتو در می آرن گاهی...
میگم قدرشونو بدونید. . . - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:21
میگم قدرشونو بدونید. . . اونایی که هنوز دوست داشتنشون نابه اونایی که هنوز تورو همونجوری که هستی قبول دارن اونایی که هنوز آغوششون بوی محبت میده نه هوس اونایی که هنوز وقتی عصبانی هستی میگن بیا بغلم دیوونه بازی بسه اونایی که هنوز با وجود تموم مشکلات روز تولدتو یادشونه اونایی که هنوز وقتی به دیدنت میان ...
من دیوانه هستم - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:07
من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین! … چرا نگاه می کنی؟ تنها ندیده ای؟ به من نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم …بــودن یـا نـبـودن … مساله ایـن است …! هــســتم … میروی سـراغ دیـگری … نــیـســتم … مـیـروی سراغ دیـگـری … دیدن این لحظه ها ، بـاور کن زجر آور است…. زجر آور است…. فلـسـفه ی بـودن من ، پـ...
تنهایی - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 17:04
تنهایی... آروم آروم به نبودنت عادت میکنم... چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم.... دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم ... سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی... نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم. دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم ...
می ایی؟ - تاریخ: 1392/12/5 ساعت: 18:13
می آیی؟ می آیی یک شب رو به آسمان دراز بکشیم تو ماه را رصد کنی من چشمان ماهت را؟ می آیی؟ می آیی گم شویم میان تاریکی شب تو ستاره ها را بشماری من گیسوان کهکشانی ات را؟ راستی وسط رویاهایمان خوابت نبرد؟ چشمان ماهت را که ببندی من و ستاره ها باهم خانه خراب می شویم