کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1392/12/5 ساعت: 18:08
کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟ اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو که تا پاییز سالی نانوشته فکر دیدارم هزاران چشمک مبهم ،هزاران قصه ی بی تو هزاران خنده ی مرده ،نمیدانم چه بشمارم...
این قلب شکستنی است - تاریخ: 1392/12/2 ساعت: 21:08
تو که با پاهایت بر روی قلبم آمدی و آن را شکستی ، پس چرا هنوز قلبم به امید فردا ماندنی است . فردا دلم را به رویاها خوش کرده ام ، رویایی که دیگر تو درون آن نباشی و هیچ ردپایی را از تو درآنجا نبینم که اگر ببینم آتش میگیرم ، برای همیشه از من دور شو که نمیخواهم از غصه بودن تو بمیرم. روزی بود روزگاری، تو ...
من دیر کرده ام - تاریخ: 1392/12/2 ساعت: 21:04
تف می کنم وجب به وجب لحظه ها را بی تو پیراهن یوسف تیشه ی فرهاد قصه تلخ شیرین زوزه ی تنهایی تاول زده ام تمام غیر تو را با این همه بی طاقتی نمی پرسی کجا چرا پاییز را طی کرده به کدام کوچه رسیده ام؟! من در انتهای چشمهایت ماندم زندگی می رفت به ته التهاب تو رفته بودی و من احتمالا اندکی دیر تو را نخواهم دی...
سپیده دم - تاریخ: 1392/12/2 ساعت: 21:00
این بازی نیست ! این کودکانه هایِ من نیستند … اینجا من … به اندازه ی تمامِ خنده هایِ تو ، دلخوشی لازم دارم ، تا بفهمم که تنها نیستم … سفسطه نمی کنم ! دلم گواهی می دهد که آمدنت ، بزرگترین اتفاقِ لحظه هایِ سرشارِ من است … اگر گُل می دهم در زمستانِ این روزهایِ زمین ، برایِ باوری است که سالیانِ دراز در د...
دلباخته - تاریخ: 1392/12/2 ساعت: 20:57
شب وداع شب درد شب سکوت شب اشک شبی که خیال صبح شدن نداشت شبی که در اوج گرما یک نفر لرزید شبی که عشق مرا نفرین کرد شبی که دل هم مرا نفرین کرد شبی که تو از من پرسیدی و از حسی گفتی که من به آن ایمان داشتم و آن شب، حست باز مرا لو داده بود و باز تو می خواستی از زبان خودم بشنوی اما مرا یارای گفتن نبود لب ف...
ماه من غصه چرا - تاریخ: 1392/12/1 ساعت: 11:35
ماه من غصه چرا؟ آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست… گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد! یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان چید! تا بگوید که هنوز پر امنیت واحساس خداس...
دل گرفته.... - تاریخ: 1392/12/1 ساعت: 11:34
چرا گرفته دلت،مثل آن که تنهایی. چقدر هم تنها! خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی. دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگرکه ماهی کوچک،دچار آبی بیکران باشد. چه فکر نازک غمناکی! و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است. و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی...
داستان کوتاه - تاریخ: 1392/12/1 ساعت: 11:37
وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم .. صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی وقتی که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی وقتی که ۲۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم صبحان...
افسوس!!!!!!!!!!!!!!! - تاریخ: 1392/11/30 ساعت: 20:00
کاش هیچ بارانی… ردپای کودکی ام را نمی شست کاش هیچ خنده ای… گریه ی معصوم نوجوانی ام را پاک نمی کرد کاش هیچ نوازشی… جای سوزش سیلی مادر را نمی گرفت کاش هیچ آرامشی… جای ناآرامی و شیطنت نوجوانی ام را نمی گرفت کاش هیچ لباس کهنه و شلوار کوتاهی… بزرگ شدنم را نشان نمی داد ای کاش هیچ عقربه ای… گذشت سریع زمان ...
قاصدک - تاریخ: 1392/11/30 ساعت: 19:58
قاصدک تو مشتم بود . یادم افتاد بهم گفته بودند :اگر قاصدک دیدی بگیرش یه آرزو بکن . گفته بودند : قاصدک آرزوها رو میبره پیش خدا تا برآورده بشه . قاصدک تو دستام داشت خراب می شد . یه آرزو کردم . آرزوم تو بودی . فوتش کردم تو آسمون . نمی دونم چند وقت گذشت . ولی آرزوم برآورده نشد . امروز هم یه قاصدک تو مشتم...
بامن بیا - تاریخ: 1392/11/30 ساعت: 19:54
با من بیا! مگو کجا؟ تنها با من بیا! با من بیا تا درد، تا زخم با من بیا تا نشانت دهم عشقم را آغاز از کجاست. با من بیا با من بیا تا خونی که از لبم چکید تا خونی کز سکوتم تا مرگ. با من بیا تا دوباره به نوشداروی تو روئینه جانی تازه بگیرم. تا شرابی باشی که عشقی را سیراب میکند. با من بیا تا طعم آتش را دوبا...
نظرمردها - تاریخ: 1392/12/1 ساعت: 11:38
از نظر مردها وقتی : به مردی احترام میذاری یعنی بهش علاقه داری به مردی احترام نمیزاری یعنی بی شخصیتی و تربیت خانوادگی نداری به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی جوابش رو نمبدی یعنی امل و ندید بدید و دهاتی هستی لبخند میزینی یعنی جلفی نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه وقت...
همه چیزرافراموش کنیم... - تاریخ: 1392/11/23 ساعت: 21:37
میگم بیا همه چیز و فراموش کنیم بیا من چشمای تو و تو چشمای منو فراموش کنیم بیا از هم بگذزیم. هرکاری میکنم نمیشه نمیشه….فراموش کردنت کار من نیست حالا که نمیشه بیا بدی های همو فراموش کنیم حرفهایی که دل من رو شکست و حرفهایی که دل تو رو شکست حرفهایی که شاید گذشتن ازش سخت باشه رو فراموش کنیم بیا گذشت کنیم...
چرامیخواهید عاشق شوید - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 13:23
قلب های شکسته به دنبال چه می باشید؟ به دنبال عشق می باشید که ذره های شکسته قلبتان را پیوند زند؟ اشتباه نکنید نگذارید که قلبتان این بار خرد و خاکستر شود. عشق قلب را پیوند نمیزند بلکه ذره های شکسته را خاکستر میکند. به دنبال چه می گردید؟ عشق؟ چرا عشق؟ چرا محبت نه؟ عشق دروغ است حسی است وسوسه انگیز عشق ب...
سرتوبزذاررو شونه هام... - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 13:21
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره بذار تا آروم دل بیتابت بگیره بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره حتی من از شنیدنش گریم می گیره بذار رو سینم سرتو چشمای خیس و ترتو بذا تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنتو بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگ...
مردانه که دلت بگیرد - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 13:18
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﺪﺍﻡ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﮐﻨﺪ…؟ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ… ؟ ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺣﻖ ﺍﺕ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ.… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻧﻤﺎﯼِ ﮐﻮﻫﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ , ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ.… ﻣﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺷﺐ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﺦ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭ...
دوباره دیدمت - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 13:20
فضای خانه که از خندههای ما گرم است چه عاشقانه نفس میکشم!، هوا گرم است دوباره «دیدهامت»، زل بزن به چشمانی که از حرارت «من دیدهام ترا» گرم است بگو دومرتبه این را که: «دوستت دارم» دلم هنوز به این جملهی شما گرم است بیا گناه کنیم عشق را… نترس خدا هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است من و تو اهل بهشتیم اگرچه م...
منم زیبا......... - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 13:25
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، ی...
خدایاکفرمیگویم! - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 0:35
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! ا...
دوستت دارم - تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 0:29
دوستت دارم ! گفتنش ساده است شنیدنش هم اما فهمیدنش دشوارترین کارِ دنیاست این روزها اما همین دشواری زیباست ! زیباست برایِ خاطرِ اطمینانِ دلت که بفهمد هر آواره ای عاشق نیست هر رهگذری مجنون و تو لیلیِ خاطره هایِ هرکس نخواهی بود ! دوستت دارم ساده ترین دشوارِ دنیاست برایش باید از من گذشت باید به ما رسید ب...