ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
تف می کنم
وجب به وجب
لحظه ها را بی تو
پیراهن یوسف
تیشه ی فرهاد
قصه تلخ شیرین
زوزه ی تنهایی
تاول زده ام تمام غیر تو را
با این همه بی طاقتی
نمی پرسی کجا
چرا
پاییز را طی کرده به کدام کوچه رسیده ام؟!
من در انتهای چشمهایت ماندم
زندگی می رفت به ته التهاب
تو رفته بودی و
من
احتمالا
اندکی دیر
تو را نخواهم دید
شاید خیلی!
زندگی رفته بود
تو رفته بودی
من دیر کرده ام؛ دیر…
برچسب:
نویسنده: انیسا