شعرهای مراکسی میفهمدکه...........
-
تاریخ: 1392/11/22 ساعت: 0:27
شعرهای مراکسی میفهمد که عزیزش یک غروب جمعه برای همیشه رفته است… شعرهای مراکسی میفهمد که هرشب خدا جای خالی اش را بغل کرده گریه کرده درنبودنش تب کرده است… شعرهای مراکسی میفهمد که سالیان سال جزشبحی ازخودش درآینه چیزدیگری ندیده است…
عشق اگرعشق باشد
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 18:12
عشق اگر عشق باشد ؛ هم خنده هایت را دوست دارد ، هم گریه هایت را …. هم شادی ات را دوست دارد ؛ هم غم هایت را … هم لحظه های شادابی ات را می پسندد ، هم روز های بی حوصلگی ات را … هم دقایق پر ازدحامت را همراهی میکند ، هم دقایق تنهایی ات را … عشق اگر عشق باشد ، هم زیبایی هایت را دوست دارد ، هم اخم هایت را د...
تنهانیستم
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 18:15
من تنها نیستم اشکهایم را دارم اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه د...
درماندگی
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 18:09
من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر و نسیم من به سر گشتگی آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی شعر چشمان تو را می خوانم چشم تو، چشمه ی شوق چشم تو ژرف ترین راز وجود نه بهاری و نه یاری دیگر حیف!!! اما من و تو دور از هم می پوسیم غمم از وحشت پوسیدن نیست غ...
باورکن
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 18:04
با خواهرت شوخی کن،دستش بنداز، بغلش کن، برو پشت در قایم شو و بترسون داداشتو محکم بزن به شونش،هواشو داشته باش مامانتو قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه،کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده،کیف کنه از داشتنت، باباتو بغل کن،چاییشو تو بده دستش،بگو برات از تجربه هاش بگه،بشین پای حرفش، درددلش ! دوستت،اگه تنهاس،ا...
فقط دوست داشتن
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 18:01
ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ، ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ… ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ… ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ… چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ… ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ… مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى… اینا همش ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩﻩ ، اﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯾﻮ ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ میدی،زیادى ازش سوال می...
دردی به وسعت دنیاااااااااا
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 17:59
یهﺯﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺗﯿﭗ ﻧﻤﯿﺰﻧﻦ ﻭﻟﯽ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﻗﻬﻮﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ، ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﺳﺎﻋﺖ ۱ ﺷﺐ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﮐﻨﻦ، ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﻦ … ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻦ … ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻮﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺸﯿﻨﻦ ﻭ یه ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺭﻭ ۱۰ ﺑﺎﺭ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻦ ﻋﻄﺮﻫﺎﯼ ﺗﻠﺦ ﻭ...
روی ماسه
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 17:02
روی ماسه ها در آغوش هم نشسته بودیم انگشتت را مداد کردی و روی صفحه ی ساحل نوشتی : “دوستت دارم” دریا حسادت کرد موجی فرستاد و دستخطت را ربود … کنار دریا روی ماسه ها تنها نشسته ام و به این فکر میکنم که دل به دریا بزنم و آن جمله را به هر قیمتی که شده پس بگیرم
کاش هیچ وقت بیدارنمیشدم!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1392/11/20 ساعت: 16:46
یادت هست گفتی : مگر اینکه خواب داشتن مرا ببینی …! حالا که خواب هستم می توانم دستان تو را برای چند لحظهای داشته باشم گلم ؟! در خواب کجا برویم ؟ پارک یا خلوتترین کوچههای شهر ؟! نترس درست هست که ذوق مرگ شده ام اما زود نمی بوسمت ! زود مثل این شاه ماهی ندیده ها بغلت نمی کنم ! اصلاً آنقدر مهربان می شوم که...
زمستان بود................
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:37
زمستان بود یخ زده بودیم آتشی روشن کردیم برف را سوزاندیم باد را آتش زدیم از گرمی سرمست شدیم یا از مستی سرگرم شالی که گرم مان می کرد به باد دادیم نمی دانستیم باد شعله ور می رفت تا بهارمان را به آتش کشد
ادمهای متفاوت
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:35
آدمهایی هستند که خیلی “وجود” دارند. نمی گویم خوبند یا بد؛ چگالی ِ وجودشان بالاست. اصلا یک “امضا” هستند برای خودشان! افکار، حرف زدن، رفتار و هر جزئی از وجودشان امضادار است. اینها به شدت “خودشان” هستند. یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که! در یک کلمه، “شارپ” هستند و یادت نمی رود “هس...
جوانی
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:33
جوانیام گوشهی آغوش تو بود لحظهای صبر اگر میکردی پیدایش میکردم آغوشت را باز کردی برای رفتنام شاید حق با تو بود من دیر شده بودم دیر یا زود مانند یک دستهی گل باید که حسرتم را در بغل بگیرم و بروم به خواستگاری آن زن خاکی که نه نخواهد گفت آغوشش را باز خواهد کرد و همه چیزم را خواهد گرفت و من همه چیزم را به...
خنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:31
فضای خانه که از خندههای ما گرم است چه عاشقانه نفس میکشم!، هوا گرم است دوباره «دیدهامت»، زل بزن به چشمانی که از حرارت «من دیدهام ترا» گرم است بگو دومرتبه این را که: «دوستت دارم» دلم هنوز به این جملهی شما گرم است بیا گناه کنیم عشق را… نترس خدا هزار مشغله دارد، سر خدا گرم است من و تو اهل بهشتیم اگرچه م...
خواب رویای شیرین
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:29
خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : « گر چه شب تاریک است « دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، - پر مرغان صداقت آبی ست - دید...
دختر
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:43
اینجا دختر که باشی ضعیف ترین موجود دنیایی اینجا دختر که باشی; زود ازدواج کنی می گویند:هول بود…می ترسید قحطی پسر شود!!! دیر که ازدواج کنی می گویند:ترشیده بود!!! پسر نیستی که زود ازدواج کنی بگویند:با خدا بود…می خواست به گناه نیفتد… و دیر ازدواج کنی بگویند:فهمیده بود!!!میخواست مرد شود بعد تشکیل خانواده...
غفلت مادر
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:38
غفلت کردهای مادر ! پشتِ یک قلبِ عاشق فرزندت آرام آرام میمیرد.. و تو فراموش کردن را به من نیاموختی.. مادر ! به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی را که دوستم ندارد؟ مرا دریاب مادر ! خالیِ لحظه هایِ من پر از اندوهی ژرف است که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر میکند.. مادر ! از ضربانِ قلبِ من بگیر این غم...
عشق
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:39
عشق همانقدر که بزرگم میکند و شاد و امید وار همانقدر هم تحقیرم میکند و مایوس و غمگین یک روز خوشبختترین آدمِ روی زمین یک روز بی ثبات بی اراده بلاتکلیف میشوم یک روز عاشقِ شاعر یک روز شاعرِ عاشق یک روز
بعضی ادماااااااااااااااااااااااااا
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:40
بـعضـی آدم هـا را نـمیشـود داشـت فقـط مـیشـود یـک جـور خـاصـی دوستـشـان داشـت بـعضـی آدم هـا اصـلا بـرای ایـن نـیستـنـد ، کـه بـرای تـو بـاشنـد یـا تـو بـرای آنهـا اصـلا بـه آخـرش فکـر نـمـیکنـی .. . آنهـا بـرای ایـننـد کـه دوستـشـان بـداری ، آن هـم نـه دوسـت داشتـن مـعمـولـی نـه حتـی عـشـق یـک جـور...
حساب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:41
امروز را به حساب جمعه بگذار دلتنگی ات را به دوش می کشم فردا می روی و جای خالی ات سه نقطه های شعرهای من می شود ببین! مرد باش و یک شب نخواب پشت بام را از ستاره ها چیده ام سیگارت را بکش، دعوایت نمی کنم اصلا فردا صبح بند کفش هایت را من میبندم تا آخرین ایستگاه می رسانم ات گریه هم نمی کنم ببین! نخوااااااا...
گفته بودی
-
تاریخ: 1392/11/19 ساعت: 15:43
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای من شکستم هر دو را گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشی مغرورانه ات شکستی تو مرا با تو گفتم از همه تنهایی ام، خستگی ام با تو گفتم تا بدانی با همه ناجیگری، بی ناجی ام تو، سکوتت خنجریست بر قلب من و حضورت، مرهمی بر زخم من پس، باش تا همیشه با من باش حتی اگر...