ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
امروز را به حساب جمعه بگذار
دلتنگی ات را به دوش می کشم
فردا می روی و جای خالی ات
سه نقطه های شعرهای من می شود
ببین! مرد باش و یک شب نخواب
پشت بام را از ستاره ها چیده ام
سیگارت را بکش، دعوایت نمی کنم
اصلا
فردا صبح
بند کفش هایت را من میبندم
تا آخرین ایستگاه می رسانم ات
گریه هم نمی کنم
ببین! نخواااااااب
امشب را به دیری فردا نسپار
می دانم فردا می روی و…
ومن چون زنی تنها هر شب
آغوش مردی را به تن می کشم
که سالهاست مرده است.
که سالهاست…
خواب رفته است
کاش من خواب تو بودم!
برچسب:
نویسنده: انیسا