ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
روی ماسه ها
در آغوش هم نشسته بودیم
انگشتت را مداد کردی
و روی صفحه ی ساحل نوشتی :
“دوستت دارم”
دریا حسادت کرد
موجی فرستاد و دستخطت را ربود
…
کنار دریا
روی ماسه ها
تنها نشسته ام
و به این فکر میکنم
که دل به دریا بزنم
و آن جمله را به هر قیمتی که شده پس بگیرم
برچسب:
نویسنده: انیسا