ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
این بازی نیست !
این کودکانه هایِ من نیستند …
اینجا
من …
به اندازه ی تمامِ خنده هایِ تو ،
دلخوشی لازم دارم ،
تا بفهمم که تنها نیستم …
سفسطه نمی کنم !
دلم گواهی می دهد که آمدنت ،
بزرگترین اتفاقِ لحظه هایِ سرشارِ من است …
اگر گُل می دهم در زمستانِ این روزهایِ زمین ،
برایِ باوری است
که سالیانِ دراز در دلم ریشه زده بود …
قبله ام را به چشم هایِ تو می دهم،
نماز کن
در سپیده دَمِ بارانیِ فردا ….
برچسب:
نویسنده: انیسا