آزارم میدهی ؛
به عمد …یا غیرعمد خدا میداند…
اما من آنقدر خسته ام ,
آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم …
حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است …
اشک میریزم…
سکوت میکنم و تو …
همچنان ادامه میدهی…
نفرینت هم نمی کنم …
خیالت راحــتـــــ . . .
شکســـــته ها نفرین هم بکــنند ،
گیرا نیســـت …!
نـــفرین ،
ته ِ دل می خـواهد
دلِ شکســـته هـم که دیگر
ســــر و ته ندارد….
قلب یخی...
ما را در سایت قلب یخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: انیسا
بازدید: 67