ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
گفت : سردمه!
گفتم : پنجره بزرگه، اما شوفاژِ زیرش کوچیکه!
گفت : سردمه!
گفتم: شومینه رو زیاد کردم اما کفاف نمیده!
گفت : سردمه!
گفتم : جوراباتو بپوش، آدم از پا سرما میخوره!
گفت : سردمه!
گفتم :میخوای دستگاه بخور روشن کنم بشینی جلوش؟
گفت : سردمه!
گفتم : پتو بیارم برات؟
گفت :سردمه
گفتم : چه کار کنم؟
دیگه عقلم قد نمیده…
گفت : وقتی من سردمه لازم نیست فکر کنی….
فقط محکم بغلم کن….!
برچسب:
نویسنده: انیسا