ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
تو، درگیر مسیری که اشتباه رفتی
من، همان پل شکسته پشت سرت…
ایمان دارم، غرور پاهایت که شکسته شود
برخواهی گشت…
تنها پل های شکسته
منتظر برگشتن عابران، خواهند بود…
تا به آوارگی شان نیشخند زنند…
می دانم
سخت است باور اینکه
قرار باشد، همین پل شکسته، روزی
مقصد تو باشد
برچسب:
نویسنده: انیسا