ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
خیلی وقته که دیگه غیر از سکوت
و تماشای اینکه چی قراره پیش بیاد
کار دیگه ای نمیتونم بکنم و
حرف دیگه ای نمیتونم بزنم…!!
حتی دیگه گفتن جمله های های عاشقانه یا اینکه چرا رفتی هم آرومم نمیکنه…
خیلی سخته که دیگه به هیچ کدوم از اتفاقات دور و بر احساسی نداشت…!!!
ای کاش میتونستم فقط کمی تو این ماجرا نقش داشته باشم …
فقط نگاه میکنم…!!
برچسب:
نویسنده: انیسا