به دختری که خود کشی کرده بود اندیشیدم :
سرد بود رگ دستش متورم شده بود....کارد تو دستش محکم فشار
داد....خون از لای مشتش می چکید....لبه شکسته و تیز کاتر گذاشت
روی رگ متورم دستش......با اخرین توانش کارد را تا بالای رگش
کشید....اب سرد وان قزمز قرمز بود.... بوی خون ....بوی نفرت....
ارام تو خون خودش غرق شد
قلب یخی...
ما را در سایت قلب یخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: انیسا
بازدید: 163