ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﻧﻪ ﺗﻮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﮔﺬﺷﺖ
غروب است
هرم نفس های خورشید را میشنوم
عاشقی از چهره اش پیداس
شرم دارد
پشت ابرها پنهان می شود
ازآسمان قطره ای باران بر گونه ام می چکد
گویی عاشق خورشید است
صدای الله اکبر اذان در گوشم می پیچد
دلم می لرزد
قلبم می تپد
نه مثل همیشه
گویی مجذوب عشق نارنجی خورشید و آسمان شده ام
برچسب:
نویسنده: انیسا