اینکه همه بگویند تو ذره ای احساس به من نداشتی
اینکه همه بگویند تو بد ذات بودی
اینکه همه بگویند تو فقط خواستی وقت بگذرونی
اینکه من تو رو می بینم و حس می کنم همه درست میگن اما حرف هیچ کس رو قبول ندارم
و اینو وا ضح میگم و همه من رو سرزنش میکنند که چیزی نبوده تو نمیخوای قبول کنی همش دروغ بود تو نمی خوای بفهمی که تو برای طرفت یه بازی بودی
تو باید زندگیت رو در کنار یکی دیگه ادامه بدی و من تمام تلاشم رو می کنم که قبول نکم هیج کدومه این حرفا رو با وجود اینکه میدونم از تو هیچ حرکتی نمی بینم داغونم نمی کنه
اما فک کنم دارم تسلیم میشم
تسلیم سرنوشت من تنهایی جنگیدم
تا جایی نفس داشتم میدون رو خالی نکردم
اما هر چی نگا میکنم میگم خیلی خوب شد که این طوری شد
من که جز درد برات چیزی نداشتم
من که جز غم برات نمی تونستم هدیه بخرم
من که نمیتونستم باری از بارت رو کم کنم
من که نمیتونستم جز دلقک بازی هام وشیطونی هام جور دیگه ای بخندونمت
من که نمی تونستم آرومت کنم
فقط
اعصابت داغون تر می شد
شاید اینکه دیگه …..بعد یه مدتی برام عادی بشه و من زندگی کنم اما
حداقل خوشحالم که با من نیستی
دلم نمیخواد ذره ای غم داشته باشی
فقط میخوام مسیر زندگیت هموار باشه
انقد موفق بشی که خودت شک کنی
دیگه روز مبادای من روزی که تو رو میبینم نمیشه
زندگی من بادا باد
قلب یخی...
ما را در سایت قلب یخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: انیسا
بازدید: 72